انسان
انسان جلوهگاه تجلي خداوندي است و در همه ابعاد بينهايت است و شناخت اين موجود همواره مورد كنجكاوي خودش قرار گرفته، بسان كودكي كه هر روز اجزاي جديد بدن خودش را ميشناسد.
در طول ساليان متمادي كه از عمر بشر ميگذرد، انسان همواره به دنبال روشهاي ساختارمندي بوده است تا بتواند به گونهاي آسانتر خود را به عنوان انسان بشناسد و از طرفي ديگران را نيز از مسير همين نگاه شناختشناسانه مورد نقد و بررسي قرار دهد و اين شناخت را پلي قرار دهد جهت كسب نتايجي كه اهداف فردي و اجتماعي وي را تامين نمايد و از طرفي به كسب آرامش روحي و رواني وي نيز بيانجامد.
يكي از روشهاي بسيار موفقي كه از دهه 70 ميلادي به صورت مدون ارائه شده است، ان ال پي(NLP ) ميباشد كه بهگونهاي ساختارمند به انسان جهت تحقق انسانيتش كمكي شاياني مينمايد.
پيشفرضها
نقشه همان قلمرو نيست.
زندگي و ذهن داراي فرايندي سيستماتيك است.
در وراي هر هر رفتاري تمايلي مثبت قرار دارد.
انتخاب كردن بسي بهتر از انتخاب نكردن است
شكست وجود ندارد، هر آنچه وجود دارد بازخور است.
معناي هر ارتباطي، رفتاري است كه ايجاد مينمايد نه ارتباطي كه مد نظر ماست.
انسانها تمام منابع لازم براي رسيدن به موفقيت را دارند.
داشتن چندين تعريف از يك چيز بهتر از داشتن يك تعريف براي آن است.
آنسان يك مفهوم بينهايت است.